نزیل

لغت نامه دهخدا

نزیل. [ ن َ ] ( ع ص، اِ ) مهمان فرودآینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مهمان وار[ د ]. ( فرهنگ نظام ). ضیف. مهمان. ( از اقرب الموارد ). مهمان. ( دهار ):
به مجلس گر نزیل جود خویش است
کجا یارم که نزل دون فرستم.خاقانی.یک بار دیگر این نزیل منزل خود را نزلی ده. ( سندبادنامه ص 169 ). || آنکه باتو در یک خانه فرودآید: هو نزیلی؛ ینزل معی فی البیت. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). ج، نُزَلاء. || ثوب نزیل؛ جامه کامل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || طعام بابرکت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - فرود آمده یا مقیم. ۲ - مهمان. ۳- طعام با برکت.

فرهنگ عمید

۱. مهمان، مهمان فرود آمده.
۲. طعام بابرکت.

فرهنگ فارسی

مهمان، مهمان فرود آمده، طعام بابرکت، نزلائ جمع
( صفت ) ۱ - فرود آمده مقیم: نزیل نجف اشرف.۲ - مهمان.۳ - طعام بابرکت.

ویکی واژه

فرود آمده یا مقیم.
مهمان. ۳- طعام با برکت.

جمله سازی با نزیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إِلَّا تَأْوِیلَهُ تأویل نامی است حقیقت چیزی را، و مراد بلفظ تأویل مأوّل است همچون تنزیل بمعنی منزل. مصدر است اسم ساخته همچون «فالِقُ الْإِصْباحِ».

💡 وحی و تنزیل و بأس و رفق فلک بر تو بگسست و شد سخن کوتاه

💡 آلکالوئیدهای آپورفین ترکیبات شیمیایی طبیعی از گروه آلکالوئیدها هستند. بعد از آلکالوئیدهای بنزیل‌ایزوکینولین، این گروه دومین گروه بزرگ آلکالوئیدهای ایزوکینولینی هستند.

💡 فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ای صدّقوا باللّه انّه واحد لا شریک له و محمد (ص) انّه رسوله. وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا بالقرآن انّه کلامه و وحیه و تنزیله. وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ای ذو علم باعمالکم لا یخفی علیه منها شی‌ء.

💡 تنی را که همسنگ تنزیل بود بر و پوشش از پر جبریل بود

💡 بهشتِ عدن خواهی نیست دیگر جز رضایِ او همه تنزیل و تاویل از پیِ این کار بنهادند

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فشک یعنی چه؟
فشک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز