«فقاره» واژهای عربی است و جمع آن «فقار» یا «فقارات» نیز گفته میشود. معنای اصلی آن در لغت ستون فقرات یا مهرههای کمر است و به بخشهای استخوانی پشت انسان یا حیوان اشاره دارد. در متون پزشکی و طب سنتی، این واژه برای اشاره به سلامت، درد یا آسیب مهرهها بهکار رفته است. این کلمه گاهی به صورت استعاری در ادبیات و کلام عربی و فارسی، نماد استحکام، قامت و شجاعت نیز است، زیرا ستون فقرات، تکیهگاه بدن است. در متون تاریخی یا توصیفی، فقاره ممکن است به قدرت و استواری شخص یا جامعه نیز کنایه داشته باشد. در کاربرد حیوانشناسی، به مهرههای پشتی حیوانات نیز «فقاره» گفته میشود. واژه همچنین در ترکیبهای اصطلاحی مانند «کسر فقاره» برای بیان شکستگی یا آسیب ستون فقرات بهکار رفته است.
فقاره
لغت نامه دهخدا
( فقارة ) فقارة. [ ف َ رَ ] ( ع اِ ) استخوان پشت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج، فقار. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(فَ ر ِ ) [ ع. فقارة ] (اِ. ) مهرة پشت.
ویکی واژه
فقارة
مهرة پشت.
جمله سازی با فقاره
💡 و بدان که آن هشت صنف: اول فقرااند، و بمذهب شافعی فقیر آنست که هیچ چیز ندارد و راه بوجه معاش نبرد، پس اگر هیچ ندارد و کسب داند و قوّت کسب دارد در شمار فقرا نبود و او را سهم صدقات ندهند، که مصطفی علیه الصلاة و السلام گفت: لا حظ فیها لغنی و لا قوی یکتسب. و اشتقاق فقر از فقار است، تقول: فقرته، ای اصبت فقاره، و هو اصل الظّهر کما تقول: رأسته و رجلته، ای ضربت رأسه و رجله، فکانّه کسر ظهره.