نبردگاه

لغت نامه دهخدا

نبردگاه. [ ن َ ب َ ] ( اِ مرکب ) معرکه. مصاف. ( آنندراج ). جنگ گاه. ( برهان قاطع ). رزمگاه. میدان جنگ. ( ناظم الاطباء ). ناوردگه. آوردگه. میدان نبرد. جای نبرد:
ده ساله یا دوازده ساله فزون نبود
کاندر نبردگاه برآمد غبار او.فرخی.از کنار نبردگاه افق
چون به دست غروب داور نام.انوری ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

رزمگاه، میدان جنگ.

فرهنگ فارسی

( اسم ) میدان جنگ رزمگاه.

جمله سازی با نبردگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از کنار نبردگاه افق چون به دست غروب داد زمام

💡 ده ساله یا دوازده ساله فزون نبود کاندر نبردگاه برآمد غبار او

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز