لغت نامه دهخدا
ناکار. ( ص مرکب ) در تداول، صدمه دیده. بسختی صدمه دیده. جراحت رسیده و از کار افتاده. آنکه بر اثر ضربه یا زخمی از کار افتاده باشد.
ناکار. ( ص مرکب ) در تداول، صدمه دیده. بسختی صدمه دیده. جراحت رسیده و از کار افتاده. آنکه بر اثر ضربه یا زخمی از کار افتاده باشد.
(ص. ) (عا. ) کسی که ضربة کاری خورده و صدمة شدید دیده باشد.
از کارافتاده، عاطل و بی اثر.
( صفت ) آنکه بسبب ضربه یازخمی از کار افتاده صدمه دیده آسیب رسیده.
(عا.)
کسی که ضربة کاری خورده و صدمة شدید دیده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نی به میناکار دارم، نی به خم، نی با سبو ساقیا چندان بده ساغر که گویم بس، مده!
💡 هوش میباید قوی با چشم بیناکار نیست جز به پا ممکن نباشد پیش پا دیدن در آب
💡 همیراند ناکار دیده جوان برین گونه بر تا پل نهروان
💡 ز ترکان هر آن کس که بد پیشرو ز ناکاردیده جوانان نو
💡 جوانیست ناکار دیده و لیکن ازین بخردی آگهی کاردانی