نام دادن

لغت نامه دهخدا

نام دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) اسم گذاشتن. تسمیه. نامیدن. نام گذاری. || خواندن. به نام خواندن. || نامزد کردن. ( از ناظم الاطباء ). || مشهور و نامی کردن. به شهرت رساندن. || به مقام و منصب رساندن. جاه و مقام دادن:
نیاکانت را همچنان نام داد
به هر جای بر دشمنان کام داد.فردوسی.رجوع به نام شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - اسم گذاشتن تسمیه. ۲ - بنام خواندن. ۳ - نامزدکردن. ۴ - مشهور کردن معروف ساختن. ۵ - بمقام ومنصب رساندن: نیاکانت را همچنان نام داد بهر جای بر دشمنان کام داد.

جمله سازی با نام دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندکی قبل از پایان جنگ، در مارس ۱۹۴۵، تمامی نیروهای مقاومت به نیروهای مسلح منظم یوگسلاوی سازماندهی و به ارتش یوگسلاوی تغییر نام دادند. این نام تا سال ۱۹۵۱ رسمیت داشت و سرانجام به ارتش خلق یوگسلاوی تغییر نام داد.

💡 از بزم رفتنی که گلستان الفت است دشنام دادنی که غزلخوان الفت است

💡 بر او تا نام دادن بر نیفتد گر از قولنج میرد تیز ندهد

💡 پادشاهی را شنیدم به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی مَلِک را دشنام دادن گرفت و سَقَط گفتن، که گفته‌اند هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید.

💡 وقف بازوی من است این حرز و نفروشم به کس گرچه ز اول نام دادن بر زبان آورده‌ام

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز