ناباب

لغت نامه دهخدا

ناباب. ( ص مرکب ) که باب روز نیست. که متداول نیست. که معمول و مرسوم نیست. از مد افتاده: لباس ناباب. || در تداول عامه، ناجور. ناسازگار. ناملایم. ناموافق. نامطبوع: غذای ناباب. دوستان ناباب.

فرهنگ معین

(ص. ) نامناسب، ناجور.

فرهنگ عمید

۱. نامناسب، ناجور، ناپسند.
۲. آنچه معمول و مرسوم نیست.

فرهنگ فارسی

نامناسب، ناجور، ناپسند، آنچه که معمول است
(صفت ) ۱- نامناسب ناشایسته:[ حرفهای ناباب میگفت.] ۲- کسی که از جهات مختلف باانسان سنخیت نداشته باشد: [ رفیق ناباب.] ۳ - آنچه که باب روزنیست از مد افتاده. ۴ - نامطبوع ناموافق:[ غذای ناباب ].

ویکی واژه

نامناسب، ناجور.

جمله سازی با ناباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچه زین دریا نمی‌آید به دست گوهر تحقیق ناباب فناست

💡 جستجوی رفتگان سر بر هوا کردیم حیف پیش ما بود آنچه ما را در نظر ناباب شد

💡 خواب در منزِل ناباب نبرد ساعتی چند چو از شب بگذشت

💡 از کید مه و مهر به راحت نکند خواب آن کس که در این منزل ناباب برآمد

💡 ورش خواهی همان نابود و ناباب شود نابودتر از نقش بر آب

💡 حیات و روشنی را رمز شیرینی ندانم چیست؟ ولی مرگ سیاهش همسر ناباب را ماند

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز