لغت نامه دهخدا
میچکا. ( اِ ) به لهجه طبری گنجشگ است. گنجشگ. بنجشگ. ( از یادداشت مؤلف ).
میچکا. ( اِ ) به لهجه طبری گنجشگ است. گنجشگ. بنجشگ. ( از یادداشت مؤلف ).
به لهجه طبری گنجشگ است بنجشگ
اسم: میچکا (دختر) (فارسی) (تلفظ: michka) (فارسی: میچکا) (انگلیسی: michka)
معنی: در گویش مازندران گنجشک
گنجشک
💡 نمیمیرد کسی بشنو بیانم که زین بحر فنا دُر میچکانم
💡 در این تنهائی و اندوه جانم حقیقت درّ معنی میچکانم
💡 بلبل میچکا، نرو مره غم دارنه حاجی صالح بیک بیته مره بَنْ دارنه