میانگیر
مترادفها
واسطه، میانجی
فرهنگستان زبان و ادب
{buffer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] حافظه ای برای ذخیره سازی موقت داده ها که برای انتقال داده ها از دستگاهی به دستگاه دیگر یا از بخشی از رایانه به بخش دیگر آن به کار می رود
ویکی واژه
حافظهای برای ذخیرهسازی موقت دادهها که برای انتقال دادهها از دستگاهی به دستگاه دیگر یا از بخشی از رایانه به بخش دیگر آن به کار میرود.
جمله سازی با میانگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بوی وصل خود رنگش نبینی به حرمت جان هجران در میانگیر