شماره گیر

لغت نامه دهخدا

شماره گیر. [ش ُ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) شمارگیر. شماره گر. حاسب. محاسب. حسیب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمارگیر شود.

فرهنگستان زبان و ادب

{dialler/ dialer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] بدافزاری برای دستکاری شمارۀ تلفن در مودم رایانه و تبدیل آن به شمارۀ راه دور و امثال آن یا برای شماره گیری خودکار به منظور ارسال پرونده های یک کلیدخوان یا اطلاعات دیگر به یک رخنه گر

جمله سازی با شماره گیر

💡 علت چاپ حروف بر روی دکمه‌های شماره گیر گوشیهای تلفن این است که در آمریکا، اروپا و همچنین ایران، بعضی افراد و شرکت‌ها به جای اینکه شماره تلفن خود را با عدد بیان نمایند، با حروف بیان نمایند.

💡 در شماره گیری فون واژه‌ها به جای هر حرف، عدد معادل آن در دکمه‌های تلفن مدنظر است، فارغ از اینکه آن حرف چندمین واژه روی دکمه باشد؛ بنابراین واژه ۴ حرفی برابر شماره ۴ رقمی و به همین ترتیب معادل‌سازی می‌شود.

💡 شماره گیر بیابد کرانه گردون را کرانۀ هنر تو نیابد او بشمار

💡 روی سولفید فسفرسانت است که آن را برای چندین کاربرد الکترونیکی و تزئینی مفید می کند. از کاربردهای اولیه آن می‌توان به صفحات ایکس-ری و تلویزیون و شماره گیر و ساعت اشاره کرد.

یادگاری یعنی چه؟
یادگاری یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز