می گساری
مترادفها
میشکنی، ویران میکنی
متضادها
پیوند دادن، وصل کردن، تعمیر کردن
لغت نامه دهخدا
می گساری. [م َ / م ِ گ ُ ] ( حامص مرکب ) می گساردن. حالت و صفت می گسار. باده خواری. شرابخواری. باده گساری:
ز می گساری مه پیکری که گویی هست
بدیع صورت آن می گسار از آتش و آب.مسعودسعد.|| ساقیگری. آن که شراب به دور درآرد. و رجوع به می گسار شود.
جمله سازی با می گساری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که ما می گساریم و مستان شویم سوی خانهٔ بت پرستان شویم
💡 چو با ما غمگساری میتوان کرد چرا با دیگری غم می گساری
💡 که دلشادی و می گساری همی چرا غم خوری و اشک باری همی
💡 گهی می گسارید و گه چنگ ساخت تو گفتی که هاروت نیرنگ ساخت
💡 اگر می گساریم با انجمن گر آهسته باشیم با رایزن
💡 شما می گسارید با من سه روز چهارم چو خورشید گیتی فروز