موکلان
مترادفها
نمایندگان، وکلای طرفین
فرهنگستان زبان و ادب
{constituency} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] کسانی که در یک حوزۀ انتخاباتی اقامت دارند و می توانند به نامزدهای آن حوزه برای نمایندگی مجلس رأی دهند
ویکی واژه
کسانی که در یک حوزۀ انتخاباتی اقامت دارند و میتوانند به نامزدهای آن حوزه برای نمایندگی مجلس رأی دهند.
جمله سازی با موکلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وَ هُمْ یَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ این صد آن بود که ایشان بر بر زنهای مکه موکلان میداشتند، روزگاری تا هر قاصد که آهنگ دیدار رسول خدا داشتی بر میگردانیدند و بعضی میکشتند، و گفتهاند: «کَما أَنْزَلْنا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ» ایشانند، اقتسموا الشعاب بینهم للرصد.
💡 بهروز غارت و تاراج کردشان مأمور مُلَبّسان به عوارض موکلان به قسم
💡 تو را با وجود چنین منکَری که ظاهر شد، سبیل خلاص صورت نبندد. این بگفت و موکلان در وی آویختند. گفتا که مرا در خدمت سلطان یکی سخن باقیست. ملک بشنید و گفت: این چیست؟ گفت:
💡 موکلان فلک روز و شب سیاه و سپید زمن به جهد ستردند فر و زیبایی
💡 موکلان چو آتش ز عشق سوی من آیند به سوی عشق گریزم که جمله فتنه از او شد
💡 وکلای دادگستری موظف هستند با دقت بسیار بالا و رعایت اخلاق حرفهای، از حقوق تمامی موکلان خود در مراحل مختلف رسیدگی به پروندههای حقوقی و قضایی دفاع کنند.
💡 شرکتهای حقوقی بزرگ برای مدیریت بهتر امور، تیمهای متخصص و مجزایی را جهت رسیدگی به نیازها و خواستههای مختلف موکلان خود در پروندههای تجاری بینالمللی تشکیل دادهاند.
💡 در سیستمهای قضایی عدالتمحور، اطمینان از اینکه حقوق تمامی موکلان به درستی رعایت میشود، یکی از ارکان اصلی برای حفظ اعتماد عمومی به نهادهای قانونی و دادگستری است.