رای دهندۀ سرگردان
فرهنگستان زبان و ادب
رأی دهندۀ سرگردان
{swing voter, floating voter} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] رأی دهنده ای که به جای رأی دادن به حزب به فرد رأی می دهد و رأی او می تواند نتیجۀ انتخابات را به نفع هر یک از طرفین تغییر دهد
جمله سازی با رای دهندۀ سرگردان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آخرين آيه مورد بحث براى اينكه نشان دهد بت پرستان چگونه از كاروان عالم هستىجدا گشته و تك و تنها در بيراهه ها سرگردان شده اند چنين مى فرمايد:
💡 دلم را کرد بوی نافه سرگردان به صحرایی که ریگ دشتش از گرمی سم آهو بسوزاند
💡 من سرگردان و مردد بودم كه ناگهان صداى در مرا به خود آورد، شتابان سمت در دويدم؛ حاج احمد، خادم استاد، پشت در بود. او پاكتى به من سپرد و گفت: اين را آقا براى شمافرستاده.
💡 خداوندا! در آن روز كه ظالمان و مستكبران حيران و سرگردان و بى پناهند، و مؤ منان دركنف حمايتت مصون و محفوظند، ما را در صف مؤ منان مخلص قرار ده.
💡 بس که در بیدای حیرت عقل سرگردان شود گر بگویم شمه ئی از داستان خویشتن
💡 سر اندر راه ملکی نه که هر ساعت همی باشی تو همچون گوی سرگردان و ره چون پهنه بیپهنا
💡 در تحلیلهای سیاسی اخیر، بسیاری از کارشناسان معتقدند که وجود رای دهندۀ سرگردان میتواند تأثیر بسیار زیادی بر نتیجه نهایی انتخابات و تعیین جهت آینده کشور داشته باشد.
💡 برخلاف حامیان جدی احزاب، رای دهندۀ سرگردان معمولاً تمایلی به تعهد به یک جریان خاص ندارد و بر اساس برنامههای لحظهای تصمیم به انتخاب کاندیدا میگیرد.
💡 مدیریت نظرات رای دهندۀ سرگردان برای کمپینهای انتخاباتی بسیار حیاتی است، زیرا این گروه میتواند با تغییر ناگهانی مواقف خود، موازنه قدرت را در انتخابات بر هم بزند.