سبد رأی

مترادف‌ها

صندوق رأی

فرهنگستان زبان و ادب

سبد رأی
{vote bank/ vote-bank/ votebank} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مجموعه آرای رأی دهندگانی که به طور جمعی و همیشگی به یک حزب یا نامزد خاص رأی می دهند

ویکی واژه

مجموعه‌آرای رأی‌دهندگانی که به‌طور جمعی و همیشگی به یک حزب یا نامزد خاص رأی می‌دهند.

جمله سازی با سبد رأی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر یک از تشکل‌های ائتلاف خط‌مشی خاص خود را دارند اما در مقطع انتخابات تصمیم می‌گیرند اختلاف را در جهت هدف‌ها و مرام‌های مشترک کنار بگذارند تا از سبد رأی حامیان خود استفاده کنند و رأی بیاورند. گاه ائتلاف انتخاباتی را تشکل‌هایی با هدف‌های سیاسی بسیار متفاوت تشکیل می‌دهندکه حاضر می‌شوند ظرفیت‌های خویش را تجمیع کنند تا از قدرت گرفتن نامزد یا حزبی خاص جلوگیری نمایند.

💡 در روز انتخابات، هیئت ناظران با دقت بسیار زیاد تمامی آرای موجود در سبد رأی را برای جلوگیری از هرگونه تقلب بررسی کردند.

💡 تحلیل کارشناسان سیاسی نشان می‌دهد که تغییرات کوچک در سبد رأی مردمی می‌تواند نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری را به شکلی کلی دگرگون کند.

💡 هر شهروند با آگاهی از برنامه‌های کاندیداها، مسئولیت دارد که با دقت انتخاب کند تا بهترین گزینه را در سبد رأی خود قرار دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران