موهب
مترادفها
بخشش، عطا، هدیه
لغت نامه دهخدا
مؤهب. [ م ُ ءَهَْ هَِ ] ( ع ص ) ساخته و آماده. ( از منتهی الارب ).
موهب. [ م َ هَِ ] ( ع اِ ) بخشش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بخشش و عطا. ج، مواهب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) مصدر به معنی وهب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وهب شود.
موهب. [ هََ ] ( ع ص ) آماده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
موهب. [ هَِ ] ( ع ص ) آنکه آماده می کند. || چیزی که دست می دهد و آماده می شود. ( ناظم الاطباء ). || چیزی همیشه باشنده. ( آنندراج ). چیزی که همیشه می باشد. || آماده و مهیا شده. ( ناظم الاطباء ). آماده و توانا: أصبح فلان موهباً؛ أی معداً قادراً. ( از منتهی الارب ). قابل و توانا. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
ساخته آماده.
جمله سازی با موهب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیز بدان که بین موهبت های خداوندی هیچ چیز به پای حکمت نرسد. و حکیم آن کس است که اندیشه و کردار و گفتارش یکسان بود.
💡 موهبت روید بهر جا پا گذاری بر زمین میمنت بارد بهر سوره سپاری زآسمان
💡 احمدعلی موهبتی، سیاستمدار اصلاح طلب ایرانی و استاندار پیشین استان سیستان و بلوچستان است.
💡 احمدعلی موهبتی متولد روستای حسین آباد موهبتی شهرستان زیرکوه در خراسان جنوبی می باشد
💡 گر کل این جهان را یک موهبت کنی طبع تو را نباشد زان موهبت ندم