لغت نامه دهخدا
منگیا. [ م َ ] ( اِ ) قمار. || قمارخانه. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به منگ و مدخل بعد شود.
منگیا. [ م َ ] ( اِ ) قمار. || قمارخانه. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به منگ و مدخل بعد شود.
(مَ ) (اِ. ) قمار، قمارخانه.
= منگ۲
قمار، قمارخانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم آری پیشوایانند این شش تازنان بهر داو نرد در چال قمار و منگیا