منصفانه
مترادفها
عادلانه، بیطرفانه
متضادها
غیرمنصفانه، ناعادلانه، ظالمانه
لغت نامه دهخدا
منصفانه. [ م ُ ص ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بی ریا و از روی راستی وصداقت و انصاف. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منصف شود.
فرهنگ معین
(مُ ص نِ ) [ ع - فا. ] (ص. ق. ) از روی عدل و انصاف.
فرهنگ عمید
از روی عدل و انصاف، عادلانه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) از روی عدل و انصاف: [ اعمال خود را کاملا منصفانه جلوه میدهد. ]
ویکی واژه
از روی عدل و انصاف.
جمله سازی با منصفانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که شهرها نرخهای بازار را برای پارکینگ دریافت میکنند، و زمانی که پلها و تونلها عوارض دارند، رانندگی از نظر هزینههای خارج از جیب کمتر رقابتی میشود. زمانی که پارکینگ شهری کمتر از قیمت منصفانه است و جادهها عوارضی ندارند، بیشتر هزینه استفاده از وسیله نقلیه از طریق درآمد عمومی دولت که یارانهای برای استفاده از وسایل نقلیه موتوری است، پرداخت میشود. اندازه این یارانه از یارانههای فدرال، ایالتی و محلی برای نگهداری زیرساختها و کرایههای تخفیف دار برای حمل و نقل عمومی ممکن است به غلط و بنظر کوچکتر بیاید.
💡 نمر در تابستان ۲۰۰۷ میلادی طرح دادخواست عزت و کرامت برای احقاق منصفانه حقوق شهروندان عربستان سعودی ارائه کرده بود.