منسوخی
مترادفها
ابطال، بیاعتباری، از رده خارج شدن
متضادها
اعتبار، بقا، پایداری
لغت نامه دهخدا
منسوخی. [ م َ ] ( حامص ) ابطال و نسخ و متروکی و موقوفی. ( ناظم الاطباء ). زایل کردگی. نسخ کردگی:
بوحنیفه گرچه بود اندر شریعت مقتدا
کس نشست از آب منسوخی سخنهای زفر.سنائی.
فرهنگ فارسی
ماخوذ از تازی ابطال و نسخ و متروکی و موقوفی. زایل کردگی.
جمله سازی با منسوخی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوحنیفه گرچه بود اندر شریعت مقتدا کس نشست از آب منسوخی سخنهای ز فر