منسوخی
مترادفها
ابطال، بیاعتباری، از رده خارج شدن
متضادها
اعتبار، بقا، پایداری
لغت نامه دهخدا
منسوخی. [ م َ ] ( حامص ) ابطال و نسخ و متروکی و موقوفی. ( ناظم الاطباء ). زایل کردگی. نسخ کردگی:
بوحنیفه گرچه بود اندر شریعت مقتدا
کس نشست از آب منسوخی سخنهای زفر.سنائی.
فرهنگ فارسی
ماخوذ از تازی ابطال و نسخ و متروکی و موقوفی. زایل کردگی.
جمله سازی با منسوخی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بوحنیفه گرچه بود اندر شریعت مقتدا کس نشست از آب منسوخی سخنهای ز فر
💡 در مباحث علوم قرآنی، بحث منسوخی آیات بسیار گسترده است و دانشمندان برای درک صحیح از احکام شرعی، باید تفاوت میان آیات ناسخ و منسوخ را به دقت بررسی کنند.
💡 در بررسی تاریخچه قوانین، گاهی مشاهده میکنیم که به دلیل تغییر شرایط اجتماعی، منسوخی برخی قوانین قدیمی و جایگزینی آنها با قوانین جدید امری کاملاً اجتنابناپذیر و طبیعی است.
💡 برخی پژوهشگران معتقدند که درک مفهوم منسوخی در متون حقوقی قدیمی برای تفسیر صحیح قراردادهای امروزی و تطبیق آنها با استانداردهای جدید حقوقی و قانونی بسیار ضروری است.