منان. [ م َن ْ نا ] ( ع ص ) بسیار نعمت دهنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نیکی کننده و نعمت دهنده. ( غیاث ) ( آنندراج ). || منت برنهنده. ( مهذب الاسماء ). منت نهنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث ) ( آنندراج ). آنکه چیزی نبخشد مگر آنکه منت نهد و بخششهای خود را برشمارد و آن مذموم است. مؤنث آن منانة است. ( از اقرب الموارد ).
منان. [ م َن ْ نا ] ( اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی. ( مهذب الاسماء ). یکی از نامهای باری تعالی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یکی از اسماء حق تعالی. ( غیاث ). یکی از اسماء حسنی ̍ است. ( از اقرب الموارد ): فرمان ملک منان چنان است که ولد خود را قربان کنی. ( حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 53 ).
(مَ نّ ) [ ع. ] (ص. ) بسیار نعمت دهنده.
۱. منت گذارنده.
۲. بسیارنیکویی کننده و بخشنده.
۳. (اسم، صفت ) از نام های باری تعالی.
منت گذارنده، بسیارنیکویی کننده وبخشنده، یکی ازنامهای باری تعالی
( صفت ) ۱ - بسیار نیکویی کننده ۲ - منت نهنده. ۳ - یکی از صفات خدای تعالی است.
منان (بلژیک). شهر منان ( به فرانسوی: Mesen ) در شهرستان ایپر در استان فلاندری غربی در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است.
بسیار نعمت دهنده.
💡 همیشه با دید اندر جهان چو گل خندان چو بخت وارون بر حال دشمنان خندید
💡 که آن دشمنان گر بدانند باز از ایشان شود کار بر ما دراز
💡 دشمنانت چنان که با دل تنگ سنگ بر سر زنند و سر بر سنگ
💡 که امروز من از پی کین اوی برانم ازین دشمنان خون به جوی
💡 با دوستان خواجه مرا بود دوستی وز دشمنان خواجه به دل کینه داشتم