مناسبی

لغت نامه دهخدا

مناسبی. [ م ُ س ِ ] ( حامص ) مأخوذ از تازی، مناسبت و شایستگی. موافقت و سزاواری. ( از ناظم الاطباء ). مناسب بودن. رجوع به مناسب شود.

فرهنگ فارسی

ماخوذ از تازی مناسب و شایستگی و موافقت و سزاواری.

جمله سازی با مناسبی

💡 اکسیژن نه خواننده ای داشت و آهنگ‌های آن حتی عنوان مناسبی هم نداشتد فقط: یک، دو، سه… حتی مادرم هم به من گفت چرا اسم آلبومت، نام یک گاز است؟! به همین خاطر، انتشار این آلبوم توسط شرکت‌های مختلفی پذیرفته نشد.

💡 احنف بن قیس گفت: شتاب جز در چهار چیز ستوده نیست: نکاح کردن دوشیزگان هنگامی که همتای مناسبی یافته شود. رویاروی شدن با کاری سترگ که ناگزیر است و کار نیکو کردن.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز