مفخم. [ م ُ ف َخ ْ خ َ ] ( ع ص ) بزرگ داشته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). تعظیم کرده شده. دارای جلال و سرافرازی. بزرگ. بزرگوار. کلان. ( از ناظم الاطباء ). معظم. موقر. ( اقرب الموارد ). || پهن و آشکار تلفظ شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تفخیم شود.
(مُ فَ خَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - بزرگ داشته شده. ۲ - بزرگوار، بزرگ.
۱. بزرگ داشته شده.
۲. بزرگ قدر، بزرگوار.
بزرگ داشته شده، مرد بزرگ قدر، بزرگوار
۱ - ( اسم ) مرد بزرگ داشته ۲ - ( صفت ) مرد بزرگوار: [ استاد معظم مفخم ]
بزرگ داشته شده.
بزرگوار، بزرگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرامگاه سردار مفخم مربوط به دوره پهلوی است و در شهرستان ابرکوه، بخش مهردشت، شهر مهرآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۳۰۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.
💡 پس از تبدیل قانونی اداره جغرافیایی ارتش به «سازمان جغرافیایی کشور» در سال ۱۳۴۷، اداره ویژهای به نام «اداره علمی اطلاعات جغرافیایی» ایجاد شد که هدف آن گردآوری اطلاعات گوناگون جغرافیایی، تهیه آرشیو منظم از این اطلاعات و بهرهبرداری و چاپ و توزیع و تکثیر اطلاعات جغرافیایی بهصورت کتاب، نقشه، جزوه، اطلس و فرهنگ جغرافیایی بود. همچنین در سالهای اول دهه ۱۳۵۰ اداره اطلاعات علمی سازمان جغرافیایی کشور که زیر نظر لطفالله مفخم پایان اداره میشد، نخستین فرهنگ آبادیهای کشور را بر پایه اطلاعات جغرافیایی موجود در مجموعه فرهنگ جغرافیایی ایران و دو مجموعه فرهنگ جغرافیای طبیعی دیگر ایران به نام فرهنگ کوههای ایران و فرهنگ رودهای ایران تدوین کرده و به چاپ رساند.