معاقب
مترادفها
مجازاتکننده، تنبیهکننده
متضادها
بخشنده، پاداشدهنده
لغت نامه دهخدا
معاقب. [ م ُ ق َ ] ( ع ص ) شکنجه شده و عقوبت کرده شده و عذاب کرده شده. ( ناظم الاطباء ). آن که به سزای عمل بد خویش رسیده. عقوبت شده. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || پیروی کرده و از پس کسی در آمده. ( ناظم الاطباء ). کسی که دیگری از پی او در آمده یا سوار شده: معاقب آن کس باشد که برنشیند نه آن کس که فروآید. ( المعجم چ دانشگاه ص 66 ).
معاقب. [ م ُق ِ ] ( ع ص ) در پی کننده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پیروی کننده و پس کسی درآینده. ( ناظم الاطباء ). || عقوبت و عذاب کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ). شکنجه کننده و عذاب کننده. ( ناظم الاطباء ). || آن که با دیگری کاری را با نوبت می کند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مُ قِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - عذاب کننده. ۲ - پیگیر، دنبال کننده.
فرهنگ عمید
عقاب شده، شکنجه شده.
۱. عقاب کننده، عذاب دهنده.
۲. دنبال کننده.
فرهنگ فارسی
عقاب کرده شده، شکنجه شده
(اسم ) عقاب کننده سزای عمل بد دهنده جزا دهنده.
جمله سازی با معاقب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفتی که بیگناه معاقب چرا شدی مارا ز روزگار شکایت همین یکیست
💡 همان به که بندم ازین گفتگو لب فلک منتقم باد و گردون معاقب
💡 و من ذاالذی یشتاق دونک جنة دع النار مثوای و انت معاقبی
💡 در آن صیدگه از دد و دام کوته کمند بلیّات چرخ معاقب
💡 در متون مذهبی و فلسفی قدیمی، خداوند اغلب به عنوان معاقب گناهکاران توصیف شده است که در روز رستاخیز بزرگ، عدالت مطلق خود را اجرا خواهد کرد.
💡 قانون در جوامع مدرن نباید تنها به دنبال معاقب بودن باشد، بلکه هدف اصلی باید اصلاح رفتار و بازگشت افراد به زندگی اجتماعی باشد.
💡 او در داستانهای حماسی باستانی به عنوان یک معاقب بیرحم شناخته میشد که هیچ خطایی را از دشمنان خود در میان میدانهای نبرد نمیبخشید.