مطروح. [ م َ ] ( ع ص ) جای دورافکنده شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بیفکنده. ( مهذب الاسماء ). رانده شده و دور کرده شده. ( ناظم الاطباء ). دور کرده افکنده به جای دور. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || در اصطلاح اهل حدیث، روایتی است که مخالف با ادله قطعیه باشد و قابل تأویل هم نباشد. ( فرهنگ علوم دکتر سجادی ).
(مَ ) [ ع. ] ۱ - (اِمف. ) دور انداخته شده، افکنده شده. ۲ - (اِ. ) جای دور.
۱. انداخته شده.
۲. دور افکنده شده.
انداخته شده، دورافکنده شده
۱ - ( اسم ) افکنده شده انداخته شده. ۲- دور انداخته.۳ - بحث شده. ۴ - ( اسم ) جای دور.
دور انداخته شده، افکنده شده.
جای دور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استان مَطروح (به عربی: محافظة مطروح) از استانهای کشور مصر است.
💡 الحمام (به عربی: الحمام) یک منطقهٔ مسکونی در مصر است که در استان مطروح واقع شدهاست.
💡 شهسواری از ادب گم شد که با تیغ زبان پیشتاز جهل را از پشت زین مطروح کرد
💡 الضبعه (به عربی: الضبعة) یک منطقهٔ مسکونی در مصر است که در استان مطروح واقع شدهاست.
💡 بین الصّبابة و الهجران مطروح قلب بحدّ سنان الشّوق مجروح