لغت نامه دهخدا
مصدوق. [ م َ ] ( ع ص ) تصدیق کرده شده و راست. ( ناظم الاطباء ). || راست گفته شده. سخن که به راستی گفته شده است. || موافق وعده بجا آورده شده.
مصدوق. [ م َ ] ( ع ص ) تصدیق کرده شده و راست. ( ناظم الاطباء ). || راست گفته شده. سخن که به راستی گفته شده است. || موافق وعده بجا آورده شده.
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - راست گفته شده. ۲ - موافق وعده بجا آورده شده.
مصدیق کرده شده، راست گفته شده.
( اسم ) ۱ - راست گفته شده. ۲ - موافق وعده بجا آورده شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناچار خوانمت چو بشر زانکه چون نبی مصدوقه ی کریمه ی «قل انّما» تویی