مصابرت

لغت نامه دهخدا

مصابرت. [ م ُ ب َ / ب ِ رَ ] ( از ع، مص ) اصطبار. مصابره. مصابرة. صبر ورزیدن. صبر نمودن در کارها. ( یادداشت مؤلف ). صبر کردن. ( غیاث ). صبر. شکیبایی.
- مصابرت کردن؛ شکیبایی کردن. شکیب به کار بردن.
- مصابرت نمودن؛ صبر کردن. شکیبایی نشان دادن. صبر و شکیب نمودن: دو ماه در آن محاصرت مصابرت نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 68 ). مدت هجده سال به خراسان بماند و بر انقلاب حالات و تصاریف ایام و حوادث روزگار مصابرت می نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 257 ). مدت سه شبانروز بر محاربت مصابرت نمودند و بر مضاربت مثابرت کرد. ( جهانگشای جوینی چ اروپا ج 2 ص 178 ). و رجوع به مصابرة شود.
مصابرة. [ م ُ ب َ رَ ] ( ع مص ) همدیگر شکیبایی کردن. ( منتهی الارب ). شکیبایی کردن. ( آنندراج ). با کسی به صبر نبرد کردن. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). و رجوع به مصابرت شود.

فرهنگ معین

(مُ بَ رَ ) [ ع. مصابرة ] (مص ل. ) شکیبایی کردن، با صبر و شکیبایی پیروز شدن.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) شکیبایی کردن غالب شدن بصبر بر کسی. ۲ - ( اسم ) شکیبایی.

ویکی واژه

مصابرة
شکیبایی کردن، با صبر و شکیبایی پیروز شدن.

جمله سازی با مصابرت

💡 و گفته اند مصابرت صبر بود بر صبر تا صبر اندر صبر غرق شود و صبر از صبر عاجز آید چنانکه گفته اند.

💡 اسمعیل را وبا فراگرفت چشمانش به چشم‌خانه فروشد، باز افاده رحمت پروردگار بر او زندگانی نو ساخت و ما را از این جان دوباره به سپاسی بزرگ گرو فرمود. بیماری و تیمار با خرد و درشت خانه ما پیمانی بی شکست و پیوندی گردون‌نشست بسته، این خاستن از بستر نیاورده آن‌را فرا بالین نوبت کاستن فراز است. به مصابرت روز گذاریم و با مشارجت شکر شمار، غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟!