لغت نامه دهخدا
مسکونی. [ م َ ] ( ص نسبی ) قابل سکونت. ساکن شدنی. سکونت گزیدنی. و رجوع به مسکون شود.
مسکونی. [ م َ ] ( ص نسبی ) قابل سکونت. ساکن شدنی. سکونت گزیدنی. و رجوع به مسکون شود.
قابل سکونت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مبین که بی خبرانیم این چنین از خود که آگه از همه اوضاع ربع مسکونیم
💡 اسدآباد یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان کاکاوند غربی واقع شدهاست.
💡 ال قشاباه یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان ابین واقع شدهاست.
💡 استوی یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت فراه واقع شدهاست.
💡 ال-موساف یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان حضرموت واقع شدهاست.