مرزی

لغت نامه دهخدا

مرزی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مرز. مربوط به مرز: سپاه مرزی. قرارداد مرزی، مسائل مرزی. رجوع به مرز به معنی سرحد بین دو مملکت شود.

فرهنگ فارسی

سپاه مرزی

جمله سازی با مرزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آفریدن رایگانم چون رواست رایگانم گر بیامرزی سزاست

💡 پس آنگه هر دو اسپان را ببستند به دشت سبز بر مرزی نشستند

💡 یا رب تو اگر گناه می آمرزی نبود به جهان گنه کار چو من

💡 گر بیامرزی مرا دانی که حکمت لایق است معصیت از بنده و آمرزش از آمرزگار

💡 بیامرزی مرایشان آخر کار نگردانی بدوزخ شان گرفتار

💡 و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که «هفتاد گناه از جاهل می آمرزند پیش از آنکه یک گناه از عالم آمرزیده شود» آری:

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز