مرده شو

لغت نامه دهخدا

مرده شو. [ م ُ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مرده شوی. مرده شوینده. غسال که تن مردگان را بشوید و غسل دهد.
- مرده شوبرده، مرده شوی شسته؛ نفرینی است. ( آنندراج ). زشت. ناپسند. منفور:
بر سر فوطه پریشان نه ز بی پروائیست
مرده شو برده پریشان زغم خاتون است.جلالا ( آنندراج ).- امثال:
چه عزائی که مرده شو هم گریه می کند.
ماما آورده را مرده شو می برد.
مرده شو ضامن بهشت و دوزخ کسی نیست.

فرهنگ عمید

= مرده شور

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که شغلش شستشو و غسل دادن مردگان است.

جمله سازی با مرده شو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باش چون مرده به دست مرده شو تا بگرداند ترا او سو بسو

💡 مگذارکه پژمرده شود غنچه دل را هرچشم زدن ساغری از خون جگرگیر

💡 صغیر آنکه از یک الی نه بود وسیط آنکه صددر شمرده شود

💡 یک زمانی مرده شو در پیش او با ادب می‌باش اندر پیش او

💡 تا قیامت نرود لذت دیدار از دل این گلی نیست که پژمرده شود از چیدن

💡 شکر کن مر شاکران را بنده باش پیش ایشان مرده شو پاینده باش

دلیجان یعنی چه؟
دلیجان یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز