مرابط. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مربط. رجوع به مربط و مِربَطَة شود: مکروه است نماز کردن در مرابط اشتر و خر و استر و اسب. ( ترجمه النهایه طوسی از فرهنگ فارسی معین ).
مرابط. [ م ُ ب ِ ] ( ع ص ) مواظب بر کاری. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). ج، مرابطة، مرابطون. || آنکه در مرز دشمن بسر برد. که ملازم سرحد دشمن است. ( از اقرب الموارد ). که ملازم مرز و جهاد است. ( از متن اللغة ). مواظب و ملازم سرحد. قراولی که اسبان خود را در ثغور بلاد دشمن حاضر نگاهدارد. ( فرهنگ فارسی معین ): آن بر اعوان دین و انصار اسلام و غزاة و مرابطان که در چشم ما منتظم اند مصروف داریم. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 133 ). || مروج ایمان. ( فرهنگ فارسی معین ): خداوند خواجه جهان و دستور صاحب قرآن...مجاهد مرابط. ( جوامع الحکایات، از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به معنی دوم شود. || رابطه دارنده. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مرابطة شود. || مستعد و مهیا. رجوع به معنی اول و دوم شود. || آرام و آسوده و راحت. ( ناظم الاطباء ).
(مُ بِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - رابطه دارنده. ۲ - مواظب و ملازم سرحد. ۳ - مروج ایمان.
آن که از مرزها محافظت می کند.
= مربط
( اسم ) ۱- رابطه دارنده. ۲ - مواظب و ملازم سر حد ( مسلمانان ) قراولی که اسبان خودرا در ثغور بلاد دشمن حاضر نگاهدارد. ۳ - مروج ایمان:... خداوند خواج. جهان و دستور صاحب قران... مجاهد مرابط... جمع: مرابطون مرابطین.
به در بند مقیم شدن
💡 و بعد از اینها اگر در تجارت تقصیر کرده است و خیانتی از او سر زده است و سرمایه را تلف کرده است او را مواخذه می کند و غرامت از او می ستاند همچنین عقل انسانی باید در شرکت نفس و تجارت به آن، این اعمال را به جا آورد و مجموع این اعمال را «مرابطه» گویند، که مرکب است از چهار امر:
💡 در قرن یازدهم، تشکیل امارتهای جداگانه ملوکالطوایفی رقیب در بین مسلمانان به دولتهای کوچک مسیحی اجازه داد تا قلمرو خود را گسترش دهند. با ورود فرقههای اسلامی موحدون و مرابطان از شمال آفریقا و وضع قوانین سختگیرانه اسلامی، یکپارچگی به جامعه مسلمانان بازگشت. اتحاد دوباره کشور اسلامی تا حدود یک قرن پابرجا ماند.
💡 شیخ احمد بن حسین ابوالقاسم بن قسّی اندلسی، از صوفیان و رهبران سیاسی مخالف حکومت مرابطان در غرب اندلس بود. او فرماندار ناحیهای به نام طایفه مارتله و از دوستان و همپیمانان آلفونسو اول، پادشاه پرتغال، بود.
💡 و گفته اند در معنی این آیت صبر کنید به تن، در طاعت خدای تعالی تا صابر باشید و به دل بر بلوی صبر کنید تا مصابر باشید بسرّ، خویشتن بسته دارید بر شوق بخدای تا مرابط باشید.
💡 و گفتهاند: معنی «مرابطه» مراقبة است و انتظار، یعنی انتظار الصّلاة بعد الصّلاة. و دلیل برین قول خبر مصطفی (ص) است.