محترف

لغت نامه دهخدا

محترف. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع اِ ) جای کسب و حرفه. ( از اقرب الموارد ). جای کسب کردن و ورزیدن. ( ناظم الاطباء ).
محترف. [ م ُ ت َ رِ] ( ع ص ) نعت فاعلی از احتراف. هم پیشه و صاحب پیشه. ( آنندراج ). پیشه ور. ( دهار ). صاحب حرفه. ( از اقرب الموارد ). پیشه ور و صنعتگر. ( ناظم الاطباء ):
طبع تیز دوربین محترف
چون خر پیرش ببین آخر خرف.مولوی ( مثنوی ص 241 ).

فرهنگ معین

(مُ تَ رِ ) [ ع. ] (اِفا. ) پیشه ور، صنعتگر.

فرهنگ عمید

صاحب حرفه، پیشه ور.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پیشه گیرنده خداوند حرفه پیشه ور.
صاحب پیشه

جمله سازی با محترف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیش از ین نیست که کدیه نکنم شاعری بی طمع و محترفم

💡 طبع تیز دوربین محترف چون خر پیرش ببین آخر خرف

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز