لغت نامه دهخدا
محافظه. [ م ُ ف َ ظَ ] ( ع مص ) محافظت. محافظة. رجوع به محافظت و محافظه شود.
محافظه. [ م ُ ف َ ظَ ] ( ع مص ) محافظت. محافظة. رجوع به محافظت و محافظه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 - سایت میزبان، محافظهای فیزیکی مناسبی برای اطلاعات نداشته باشد.
💡 احزاب عمده سیاسی عمده عبارتاند از: حزب اصلاحات استونی، حزب مرکزی استونی، حزب محافظهکار خلق استونی، ایساما و حزب سوسیال دموکراتیک استونی
💡 "با یک دولت محافظهکار، همانطور که میدانیم آفکام دیگر وجود نخواهد داشت... وظایفش محدود به نقشهای فنی و اجرایی محدود خواهد بود. دیگر نقشی در سیاستگذاری ایفا نخواهد کرد. و کارکردهای سیاستگذاری که امروز دارد، خواهد بود. به طور کامل به وزارت فرهنگ، رسانه و ورزش منتقل شود.»
💡 به نوشته کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی» رویکرد سیاسی خانواده هرندی محافظهکارانه و همسو با دولت بود. در این کتاب آمده: «هنگامی که حزب میلیون منوچهر اقبال نخستوزیر (۱۳۳۶ تا ۱۳۳۹) در مهر ۱۳۳۷ توسط محمود جم نایبرئیس، دکتر کاسمی دبیرکل حزب و الموتی مدیر روزنامه صبح امروز به منظور تشکیل شعبه محلی حزب در کرمان تشکیل جلسه داد، کمیته استانی ابوالقاسم هرندی را به عنوان رئیس انتخاب کردند.»