مجان

لغت نامه دهخدا

مجان. [ م َ جان ن ] ( ع اِ ) ج ِ مِجَن. ( منتهی الارب ). ج ِمجن و مِجَنَّة. ( اقرب الموارد ). رجوع به مجن شود.
مجان. [ م َج ْ جا ] ( ع ص ) رایگان. ( دهار ). رایگان و گویند اخذه مجاناً؛ ای بلابدل. ( منتهی الارب ). مفت و هرزه و رایگان. ( غیاث ) ( آنندراج ). آنچه بلاعوض باشد یا بخشش چیزی بدون بها. ( از اقرب الموارد ):
مرد میراثی چه داند قدر مال
رستمی جان کند، مجان یافت زال.مولوی.|| آب بسیار و فراخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بسیار و بسنده از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مجان. [ م ُج ْ جا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ماجن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به ماجن شود.

فرهنگ معین

(مَ جّ ) [ ع. ] (ص. ) رایگان، دادن چیزی بدون دریافت بها.
(مَ نّ ) [ ع. ] (اِ. ) ج. مجن. سپرها.

فرهنگ عمید

رایگان، بی عوض، مفت، مجانی.

فرهنگ فارسی

رایگان، بی عوض، مفت، درفارسی مجانی میگویند
( اسم ) جمع مجن سپر ها.
ماجن

ویکی واژه

مجن. سپرها.
رایگان، دادن چیزی بدون دریافت بها.

جمله سازی با مجان

💡 از آن به حال مجانین عشق رشک برم که هست سلسله ی زلف یارشان زنجیر

💡 ای واعظ عاقل نما فیض از کجا پند از کجا بگذر تو از تقصیر ما جرم از مجانین در گذر

💡 گره بگوشد از گیسوی پرچین بهرچین حلقه‌ها بست از مجانین

💡 صورت دیده شده این فراهم آوردن، خرید زیاد است و بعد از آن جمع‌آوری اقلام مجانی.

💡 کنونکه زلف تو سر حلقه مجانین است سزد که سر همه در حلقه جنون آریم

💡 کسی که سلسله می‌سازد از برای مجانین خبر هنوز ندارد ز موی سلسله دارش

ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز