مثالی

لغت نامه دهخدا

مثالی. [ م ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به عالم مثال. ( ناظم الاطباء ).
- قالب مثالی؛ کالبدی چون کالبد مردم که روح در عالم برزخ بدان در شود. بدن هورقلیائی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به قالب مثالی شود.
مثالی. [ م َ ] ( ع اِ ) اصل آن مثالث است مانند ثالی در ثالث، و مثالث تارهای سوم عود است از آلات موسیقی. ( از حاشیه دیوان حافظ چ قزوینی ص 325 ):
سلام اﷲ ما کر اللیالی
و جاوبت المثانی و المثالی.حافظ ( دیوان ایضاً ).و رجوع به مثالث شود.

فرهنگ فارسی

(صفت ) منسوب به مثال. یا قالب مثالی. عالم مثال.
تارهای سوم عود از آلات موسیقی

جمله سازی با مثالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بیچاره گشتی مثالی بخواه که چون پیش گیرم به فرمان شاه

💡 چو نامه نویس این وثیقت نوشت مثالی به کافور و عنبر سرشت

💡 پس زود چو آراسته گنجی کنمش من گر تازه مثالی شود از مجلس اعلا

💡 مثالی خوش بگویم با تو بشنو اگر تو بشنوی بر من به یک جو

💡 هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر که همه اختر و ماهند و تو خورشیدمثالی

💡 هر برگ ‌گل به عرض من آیینه است و من چون بو هنوز در چمن بی مثالی‌ام

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز