فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - درنگ کردن. ۲ - در محلی ایستادن. ۳ - تعطیل شدن کار یا کارخانه.
( مصدر ) ۱ - درنگ کردن. ۲ - در محلی ایستادن. ۳ - تعطیل شدن کار یا کارخانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 متوقف شدن اجرای داوطلبانه این پروتکل همزمان با آن صورت گرفت که در جریان دیدار دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با مقامهای ایرانی، دولت حسن روحانی از توافقی با مفاد محرمانه با رافائل گروسی خبر داده بود.
💡 این شرکت هوایپمایی در ۱۲ فوریه ۲۰۲۰ میلادی اعلام ورشکستگی کرد و همهٔ فعالیتهای آن پس از این تاریخ متوقف شدند.
💡 در ۲۷ مارس ۲۰۱۸، اپل جانشین خود یعنی آی پد نسل ششم را معرفی کرد و این امر باعث متوقف شدن آی پد نسل پنجم شد.
💡 در همین حین آغاز ضد حمله گسترده شوروی در ناحیه مسکو قوای ورماخت را ۱۰۰ تا ۲۴۰ کیلومتر عقب راند. در این زمان مسکو تنها ناکامی ورماخت نبود بلکه نیروهای آن با گرفتاری به مشکلات مشابهی، در قسمتهای دیگر بهویژه در جنوب نیز متوقف شدند و در مقابل ضد حملات دشمن مقداری عقب نشستند.
💡 امدن با گذر از دریاهای ملوک و باندا به طرف اقیانوس هند رفت. در راه قصد دریافت زغالسنگ از جزیره جامپی در هند شرقی هلند را داشت که با متوقف شدن توسط ترومپ، ناو دفاع ساحلی و اصرار هلندیها بر بیطرفی، با امتناع آنها روبرو شد.