متنزل

لغت نامه دهخدا

متنزل. [ م ُ ت َ ن َزْ زِ ] ( ع ص ) به درنگ و مهلت فرود آینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آهسته و به درنگ فرودآینده. ( ناظم الاطباء ). فرود آینده و نازل شونده:
تأیید خدایی به تن او متنزل
اقبال سمایی به رخ او متوجه.منوچهری.رجوع به تنزل شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ نَ زِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) فرود آینده، نزول کننده.

فرهنگ عمید

نزول کننده، فرودآینده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فرود آینده ( بتانی ) نزول کننده جمع: متنزلین.

جمله سازی با متنزل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 متنزل ز وحدت اطلاق متکثر ز انفس و آفاق

💡 تایید خدایی به تن او متنزل اقبال سمائی به رخ او متوجه

💡 متنزل شود علی الترتیب قضی الامر و النصیب یُصیب

💡 به بزم ازو متنزل سران افسر بخش به رزم ازو متوهم ملوک ملک ستان

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز