«مبال» واژهای عربیریشه در فارسی است که به معنای محل پیشاب یا مستراح بهکار میرود. این واژه در متون کهن، لغتنامهها و فرهنگهای فارسی و عربی مانند غیاث و آنندراج ثبت شده است. معادلهای دیگر آن شامل طهارتخانه، آبریز، حاجتخانه، مبرز، خلا، آبخانه، مستراح، ادبخانه، بیتالخلا و غیره است. ریشه واژه از تازی «جای کمیز انداختن و بول کردن» آمده و به محل انجام نیاز طبیعی اشاره دارد. در کاربرد عملی، «مبال پاککن» به کسی گفته میشود که چاه یا محل مستراح را تمیز کند؛ معادل کناس. در فرهنگ معین و عمید، «مبال» به طور ساده به معنای مستراح یا جای ادرار کردن ذکر شده است. این واژه در متون زیستشناسی قدیمی نیز برای اشاره به محل خروج ادرار بهکار رفته است.
مبال
لغت نامه دهخدا
مبال. [ م َ ] ( ع اِ ) جای بول یعنی محل پیشاب. ( غیاث ) ( آنندراج ). طهارت خانه. آبریز. حاجت خانه. مبرز. خلا. آبخانه. مخرج. مذهب. مستراح. کنیف. ادبخانه. طشت خانه. بیرون. سرآب. آبشتنگاه. بیت التخلیه. متوضا. حاجتگاه. غسل خانه. مطهره. طهارتجای. جائی. بیت الخلاء. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مأخوذ از تازی جای کمیز انداختن و بول کردن و محل قضای حاجت و کنار آب و جای لازم. ( ناظم الاطباء ).
- مبال پاک کن؛آنکه مبال را پاک کند. آنکه چاه آبخانه را از کثافات پاک نماید. کناس.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) مستراح، جای ادرار کردن.
فرهنگ عمید
۱. [عامیانه] = مستراح
۲. (زیست شناسی ) [قدیمی] محل خروج ادرار.
فرهنگ فارسی
جال بول کردن، محل پیشاب
(اسم ) ۱ - جایی که در آن پیشاب ریزند محل بول. ۲ - مستراح ادب خانه آبخانه.
ویکی واژه
مستراح، جای ادرار کردن.
جمله سازی با مبال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وثوق دوله» بر اسبیل خویش میبالید ز حد گذشت چو بالیدنش، مبالی شد