مالیدنی

لغت نامه دهخدا

مالیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) درخور مالیدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || دوا که بر ظاهر بشره مالند. مقابل خوردنی. که تنها برای مالیدن است نه خوردن: دواهای مالیدنی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

در خور مالیدن

جمله سازی با مالیدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پنجهٔ بیکار منع خار خار دل نکرد کاش باشد سینه بر برگ حنا مالیدنی

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز