لغت نامه دهخدا
مال رو. [ رَ / رُو ] ( ص مرکب ) راه مال رو،راهی که با ستور بدان توان رفت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). راهی که از آن با چارپایانی مانند اسب و استر و خر می توان عبور کرد. مقابل ماشین رو و شوسه.
مال رو. [ رَ / رُو ] ( ص مرکب ) راه مال رو،راهی که با ستور بدان توان رفت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). راهی که از آن با چارپایانی مانند اسب و استر و خر می توان عبور کرد. مقابل ماشین رو و شوسه.
(رُ ) (ص مر. ) راه باریکی که در اثر رفت و آمد چهارپایان درست شده باشد.
ویژگی راه باریکی که فقط چهار پایان یا مردم پیاده می توانند از آن عبور کنند.
راه مال رو. راهی که از آن چارپایان ( اسب و استر و خر ) عبور کنند.
آندره نویسنده فرانسوی ( و. پاریس ۱۹٠۱ - ف. ۱۹۷۶ م. ) وی در سال ۱۹۵۹ م. بمقام وزارت فرهنگ فرانسه رسید. مهمترین آثارش عبارتند از: [ فاتحین ] [ امید ] و [ راههای خاموشی ].
مالرو
راه باریکی که در اثر رفت و آمد چهارپایان درست شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مثلث تشکیل شده میان آدورن، آیزن و کوههای سپید ابتدا مال روهان بود اما بعدها مورد مناقشه با دانلندینگز قرار گرفت.
💡 تا به نور روی تو بیند جمال روی تو در دو چشمش نور تو کحل عیان انداخته
💡 بجز عاشق نبیند کس جمال روی جانان را نمودن کار خورشیدست و دیدن کار بینایی
💡 ای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل وی از جمال رویت، خوش گشته مرکز گل
💡 تاسی را پرتاب میکنیم و مشاهده میکنیم که عدد رو آمده زوج است. احتمال رو آمدن ۲ چقدر است؟
💡 تل هکوان در دو کیلومتری شمال روستای علی آباد در دهستان فرمشکان قرار دارد.