مادرکش

لغت نامه دهخدا

مادرکش. [ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) مادرکشنده. کسی که مادرش را به قتل رسانیده: نرون امپراطور روم را مادرکش می خواندند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که مادرش را بقتل رسانیده: نرون امپراتور روم را مادر کش میخواندند.

جمله سازی با مادرکش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بخت مادرکش تیمم در غریبی کرده است کرده گردون دایگی آیین دوران مادری

💡 در فیلم‌های علمی تخیلی، معمولاً یک مادرکش عظیم‌الجثه در فضا قرار دارد که وظیفۀ پشتیبانی و تامین منابع برای تمام سفینه‌های کوچک‌تر را بر عهده دارد.

💡 ناوگان دریایی در عملیات‌های گسترده، از یک مادرکش برای هدایت و کنترل زیردریایی‌ها و شناورهای کوچک‌تر در مناطق عملیاتی پرخطر و دشوار استفاده می‌کند.

💡 طراحی ساختاری یک مادرکش نیازمند مهندسی بسیار پیشرفته است تا بتواند حجم عظیمی از تجهیزات و پرسنل را در طول مسیر حمل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران