لغت نامه دهخدا
مادرکش. [ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) مادرکشنده. کسی که مادرش را به قتل رسانیده: نرون امپراطور روم را مادرکش می خواندند. ( فرهنگ فارسی معین ).
مادرکش. [ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) مادرکشنده. کسی که مادرش را به قتل رسانیده: نرون امپراطور روم را مادرکش می خواندند. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) کسی که مادرش را بقتل رسانیده: نرون امپراتور روم را مادر کش میخواندند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخت مادرکش تیمم در غریبی کرده است کرده گردون دایگی آیین دوران مادری