ماخور. ( اِ ) خرابات را گویند که شراب خانه و بوزه خانه و قمارخانه باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). میخانه. میکده. خرابات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
علم داری مرو به عادت و رسم
کعبه با تست بگذر از ماخور.امیر حسینی سادات ( یادداشت ایضاً ).
ماخور. ( ع اِ ) مأخوذ از می خور فارسی بمعنی خرابات. ( از ناظم الاطباء ). معرب می خوار یا آنکه عربی و مشتق از «مخرت السفینة» می باشد بدان جهت که مردم آمد و رفت مینمایند. ج، مواخر و مواخیر. ( از منتهی الارب ). خرابات. ج، مواخیر. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( از زمخشری ). || مجلس فسق. ( زمخشری ) ( از اقرب الموارد ). جایی که در آن شراب نوشند و قمار کنند. || خرابات نشین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || آنکه بسوی خرابات رود. ( ناظم الاطباء ). آنکه بسوی خرابات برد. ( منتهی الارب ).
(اِ. ) خرابات، میخانه.
۱. خرابات، میخانه.
۲. قمارخانه.
( اسم ) جایی که در آن شراب نوشند و قمار کنند خرابات.
ماخوذ از می خور فارسی بمعنی خرابات
خرابات، میخانه.
💡 مادر ادوارد مونک در سال ۱۸۶۸ بر اثر بیماری سل درگذشت، همانطور که خواهرش نیز در سال ۱۸۷۷ بر اثر این بیماری از دنیا رفت. سل در خانواده آنها ارثی بود. بعد از مرگ مادرش، خواهران و برادران ادوارد توسط پدر و عمهشان کارن بزرگ شدند. ادوارد به دلیل سرماخوردگی و بیماری و نرفتن به مدرسه در روزهای زمستانی در خانه میماند و آموزشهای مدرسهاش توسط عمهاش انجام میشد.
💡 یکی از آشهای معروف زاگرس نشینیان و مناطق کوهپایه ای زاگرس از جمله استانهای کهگیلویه و بویر احمد، چهار محال و بختیاری و خوزستان است این آش سرشار از حبوبات است و معمولاً در فصل زمستان برای مقابله با سرماخوردگی تهیه میشود.
💡 بهر مجروحان و بیماران و گرماخوردگان چند مارستان به طرز انگلستان کردهاند
💡 معمولاً ابتدا کودک علائم سرماخوردگی مانند سرفه، رینیت حاد، آبریزش بینی را دارد. بعد از دو سه روز بروز مشکل ناگهانی در تنفس، خس خس سینه، تنفس تند و سطحی (تا ۶۰ بار در دقیقه)، به درون کشیده شدن فضاهای بین دندهای و نیز شکم (حرکات الاکلنگی)، سرفه، تب، ویز و کراکل در سمع ریه، کشیده شدن پرههای بینی به همراه استفاده از عضلات فرعی تنفس و… ایجاد میشود.
💡 چو جام ماخوری در عز و در ناز نقاب هستی از پیشت برانداز