ماتحت

لغت نامه دهخدا

ماتحت. [ ت َ ] ( ع اِ مرکب ) مادون. آنچه در زیر باشد مقابل مافوق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || کون. نشیمن.دُبُر. اِست. مقعد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - پایین، زیر. ۲ - در فارسی به معنای مقعد.

فرهنگ عمید

۱. [عامیانه] مقعد.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] پایین، زیر.

فرهنگ فارسی

پایین، زیر، درفارسی به معنی مقعدهم میگویند
مادون آنچه در زیر باشد در مقابل مافوق
( اسم ) مقعد دبر. یا ما تحت. پایین زیر

ویکی واژه

پایین، زیر.
در فارسی به معنای مق

جمله سازی با ماتحت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبِ اوّل که ماتحتت درآید به بالینت نکیر و منکر آید

💡 ز ماتحت طبع آنچه آید برون ز افکار توست ای خراب‌اندرون

💡 از دهانت هر سخن کاید برون، چون شکر است پس یقین رندان، به ماتحتت چغندر می‌کنند

💡 از نقطه احد دو محمد ظهور کرد مرآت فوق دایره ماتحت خویش دید

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز