مؤثر

فرهنگ معین

(مُ ءَ ث ِ ) [ ع. ] ( اِ فا. ) اثر کننده، تأثیر - کننده.
(مُ ءَ ثَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) آن چه مورد تأثیر واقع شده.

فرهنگ عمید

۱. تٲثیرگذار.
۲. [قدیمی] مسبب.

ویکی واژه

آن چه مورد تأثیر واقع شده.
اثر کننده، تأثیر - کننده.

جمله سازی با مؤثر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وگر همی نشناسد که وهم شاه جهان مؤثرست در آفاق چون قضا و قدر

💡 گفتم نفاذ حکمش در تو مؤثر آید گفتا که می چه گویی در ماورای من هم

💡 ز روی وحدت ظاهر که واجبش صفت است بود هماره در اعیان مؤثر و فاعل

💡 مؤثری‌ که به تأثیر صنع و قدرت او محل روح شود نطفه در قرار مکین

💡 گر مزاج فاسدش گردد مؤثر در عدد مرتفع سازد فسادش صحت نصف از چهار

💡 خود مؤثرتر نباشد زهره زآب ای بسا آبا که کرد او تن خراب

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز