لیفه

لغت نامه دهخدا

( لیفة ) لیفة. [ ف َ ] ( ع اِ ) یکی لیف. پاره ای از پوست درخت خرما و آن اخص است از لیف. ( منتهی الارب ). || انطاکی گوید: گیاهی است سرخ و خاردار و به شکل خیار کوچکی و نائب مناب قثاءالحمار در افعال و در نواحی مصر کثیرالوجود و زیاده از یک درهم قتال است.
لیفه. [ ف َ یا ف ِ ] ( اِ ) در تداول فارسی نیفه. حزة. حجزة. || پشم یا ابریشم که در دوات بود. ( مهذب الاسماء ). || آنچه بر چیزی پیچند.

فرهنگ معین

(فِ ) (اِ. ) جای بند یا کِش در کمر شلوار.

فرهنگ عمید

جای بند در کمر شلوار که بند را از آن می گذرانند و به کمر می بندند.

فرهنگ فارسی

جای بنددرکمرشلوارکه بندرااز آن میگذرانند، وبکمرمیبندند، نیفه نیزگفته شده است
( اسم ) ۱- یک لیف پاره ای از پوست درخت خرما. ۲- یکی از گونه های انجیر که دارای میوه های درشت است.

ویکی واژه

جای بند یا کِش در کمر شلوار.

جمله سازی با لیفه

💡 اگر خلیفه نه چشمش ز خاک پر بودی ز دیده دجله براندی ز حسرت بغداد

💡 برخاست به مقتضای سوگند محمل به در خلیفه افکند

💡 گشت فلک بامر حق بحر وجود کاینات خلعت هر خلیفهٔ در خور خود تمام شد

💡 او ندا کرده که خوان بنهاده‌ام نایب حقم خلیفه‌زاده‌ام

💡 تا بگیرند این حصار بی نظیر تا نمایند آن خلیفه حق اسیر

کوبل یعنی چه؟
کوبل یعنی چه؟
پتو یعنی چه؟
پتو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز