لکات

لغت نامه دهخدا

لکات. [ ل َ ] ( اِ ) یکی از چهار صورت اوراق آس که بر آن صورت زنی است. شکل زن در اوراق بازی آس. ورقی از قمار که بر آن صورت زنی منقوش است. || ( ص ) هر چیز ضایع و زبون. ( برهان ).

فرهنگ معین

(لَ ) (اِ. ) هر چیز پست و زبون.
(لَ ) (اِ. ) یکی از چهار صورت ورق های بازی آس است که بر آن صورت زنی منقوش است (نظیر بی بی در بازی های دیگر ).
( ~. ) (ص. ) ضایع و زبون.

فرهنگ فارسی

هرچیزپست وزبون، زن بدکار
( صفت ) ضایع و زبون.

ویکی واژه

یکی از چهار صورت ورق‌های بازی آس است که بر آن صورت زنی منقوش است (نظیر بی بی در بازی‌های دیگر)
هر چیز پست و زبون.
ضایع و زبون.

جمله سازی با لکات

💡 اصل علمی را که بخشد ایمنی از مهلکات در حقیقت با علوم منجیاتش انتماست

💡 تولیدات شرکت آلکاتل-لوسنت بر روی سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای تلفن ثابت، تلفن همراه، شبکه و پروتکل اینترنت متمرکز بود.

💡 پس وی را در دنیا به دو چیز حاجت است، یکی آن که دل را از اسباب هلاک نگاه دارد، و غذای وی حاصل کند و دیگر آن که تن را از مهلکات نگاه دارد و غذای وی حاصل کند.

💡 او قسمت هایی از ان‌وای‌پی‌دی بلو، عبور از جردن، ددوود و لاست را نوشته است. او یکی از خالقان سریال جنایی / معمایی فاکس آلکاتراز است.

💡 حیف از آن صورت که وقت حیرت نظاره‌اش خامه افتادی کرام الکاتبین را از بنان

💡 تا بود گیتی به عدل تو سریر ملک را تهنیت‌گویند هر روزی کرام‌الکاتبین

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز