بر دست گرفتن
در دست گرفتن، بهدست آوردن، یا چیزی را پذیرفتن و حمل کردن. در نثر کهن گاهی به معنای «پیش گرفتن» یا «عهدهدار شدن» هم آمده است.
مترادفها
آغاز کردن، شروع کردن، عهدهدار شدن، بر عهده گرفتن
متضادها
رها کردن، واگذاشتن، ترک کردن
در دست گرفتن، بهدست آوردن، یا چیزی را پذیرفتن و حمل کردن. در نثر کهن گاهی به معنای «پیش گرفتن» یا «عهدهدار شدن» هم آمده است.
آغاز کردن، شروع کردن، عهدهدار شدن، بر عهده گرفتن
رها کردن، واگذاشتن، ترک کردن