بر دست گرفتن
در دست گرفتن، بهدست آوردن، یا چیزی را پذیرفتن و حمل کردن. در نثر کهن گاهی به معنای «پیش گرفتن» یا «عهدهدار شدن» هم آمده است.
مترادفها
آغاز کردن، شروع کردن، عهدهدار شدن، بر عهده گرفتن
متضادها
رها کردن، واگذاشتن، ترک کردن
جمله سازی با بر دست گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت جدید پس از پیروزی در انتخابات، مسئولیتهای سنگین مدیریت اقتصاد و بهبود شرایط معیشتی مردم را به طور رسمی بر دست گرفت تا بحرانها را حل کند.
💡 جوانان تحصیلکرده باید با آمادگی کامل و دانش روز، مسئولیت پیشرفت تکنولوژی و نوآوری در صنایع کشور را بر دست بگیرند تا در رقابت جهانی موفق شوند.
💡 او تصمیم گرفت با بر دست گرفتن مدیریت یک خیریه بزرگ، بتواند به گروههای آسیبپذیر جامعه کمک کرده و تغییر مثبتی در زندگی آنها ایجاد نماید.