بر ملا شدن
آشکار شدن، فاش شدن، از پرده بیرون آمدن. وقتی چیزی پنهان بوده و بعد آشکار میشود، از این تعبیر استفاده میکنند.
مترادفها
آشکار شدن، فاش شدن، نمایان شدن
متضادها
پنهان شدن، پوشیده شدن
جمله سازی با بر ملا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با پیدا شدن مدارک جدید توسط پلیس، تمام نقشههای پلید آن گروه سازمانیافته برای تخریب امنیت شهر بر ملا شدن و لو رفت.
💡 پس از گذشت سالها، بالاخره حقیقت تلخ درباره اتفاقات آن شب بر ملا شد و همه متوجه اشتباه بزرگ خود شدند.
💡 رازهای پنهان در قلب آن مرد با گذشت زمان و در جریان گفتگوهای طولانی، کمکم بر ملا شد و همه را متعجب کرد.