لوتی

لوتی واژه‌ای است که در فرهنگ ایرانی به فردی با ویژگی‌های خاص اشاره دارد. این کلمه به طور معمول به مردانی اطلاق می‌شود که در رفتار و کردار خود به نوعی ظرافت و ادب دارند. لوتی‌ها به عنوان نمادهایی از جوانمردی و فداکاری شناخته می‌شوند و در ادبیات و folklore ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارند. این افراد معمولاً به کمک نیازمندان و حمایت از مظلومان مشهور هستند و در جامعه به عنوان حامیان حقوق دیگران شناخته می‌شوند. ویژگی‌های اخلاقی آن ها شامل شجاعت، صداقت و بخشش است که آن‌ها را به شخصیت‌های محبوب و قابل احترام تبدیل کرده است. در تاریخ ایران، لوتی‌ها در بسیاری از موقعیت‌ها به عنوان قهرمانان و نیکوکاران ظاهر شده‌اند و تأثیرات مثبتی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم داشته‌اند. این خاصیت‌ها باعث شده است که مفهوم لوتی نه تنها در گذشته، بلکه در دنیای امروز نیز مورد توجه قرار گیرد و همواره به عنوان الگوهای انسانی در یادها باقی بمانند.

لغت نامه دهخدا

لوتی. ( ص نسبی ) لوطی. منسوب به لوت. لوت خوار. شکم پرست. لوت دوست. و شاید از لوت به معنی عریان، برهنگی، عریانی، لختی و عوری باشد.
لوتی. ( اِ ) قسمی ماهی.

فرهنگ فارسی

افسر نیروی دریایی سیاح و نویسنده فرانسوی ( و. روشفور ۱۹۲۳ - ۱۸۵٠م. ). وی جوانی شرمگین بود و بهمین سبب معشوقش نام گل [ لوتی ] را که یک گل هندی است و پیوسته سر بپایین دارد به او داد. داستانهایش بسبک اپرسیونیست است و در آنها مناظر و احوال مردم کشورهایی را که سیاحت کرده آورده است. مهمترین کتابهایش عبارتند از: پپپپپپپپپپپپپپپ [ آزیاده ] [ ازدواج لوتی ] [ برادر من ایو ] [ ماهیگیر ایسلند ] [ بسوی اصفهان ] این اثر بفارسی ترجمه شده که در آن مناظر بین بوشهر و شیراز شیراز و اصفهان و مناظر و ابنیه اصفهان را با دقت نظر و بیانی شیرین وصف کرده است. از دیگر آثارش میتوان اینها را نام برد: [ شبح شرق ] [ هند بی انگلیسی ها ] [ روشناییها بر راه تاریک ] لوتی بعضویت آکادمی فرانسه برگزیده شد.
( اسم ) قسمی ماهی استخوانی باقدی متوسط که سر پوش برانشی هایش تیغ دار است و نیز دارای دو بال. شنای پشتی تیغ دار میباشد. این ماهی در مردابها و جریانهای بطئ رودخانه ها میزید.

ویکی واژه

منسوب به لوت، برهنه بودن، بی‌لباس بودن یا لباس نپوشیده. لوتی ممکن است به دو کلمه خالص لو - تی قابل تجزیه باشد و ظاهرا در دنیای باستان به معنی لخت و عور بودن بود.

جملاتی از کلمه لوتی

چه خوش بود صنمی چون تو در بر آوردن به خلوتی که بود حجره در بر آورده
خانه بینی شریف و خلوتی یا بی نظیف درگشاده خوان نهاده نقل نیکو می هژیر
گر از ایشان درگریزی در مغاره خلوتی عشق چون چوگانت آرد همچو گوی اندر میان