له له زدن. [ ل َه ْ ل َه ْ زَ دَ ] ( مص مرکب ) از تشنگی زبان را پی درپی و سریع از دهان برآوردن، چنانکه سگان. لُهاث. نفس پیاپی کشیدن با بیرون کردن زبان پیاپی، چنانکه سگ از گرمای هوا یا پیمودن راه دور. بیرون کردن و درون بردن زبان پیاپی با دم زدن، چنانکه سگ گاه تشنگی سخت. پیوسته و پیاپی بیرون کردن سگ و جز آن قسمتی از زبان را از دهان. بسیار تشنه بودن: از تشنگی له له زدن؛ چون سگ تشنه یا بسیار دویده زبان پیاپی ازدهان بیرون کردن و فروبردن و نفسهای پیاپی کشیدن.
(لَ لَ. زَ دَ ) [ ازع. ] (عا. ) ۱ - بر اثر تشنگی مفرط زبان را پیاپی و به سرعت از دهان بیرون آوردن. ۲ - بسیار تشنه بودن. ۳ - زبان بیرون آوردن سگ و نفس زدن وی با صدا و سرعت براثر تشنگی یا گرما. ۴ - ملتهب بودن از شدت گرما.
( مصدر ) ۱- بر اثر تشنگی مفرط زبان را پیاپی و بسرعت از دهان بیرون آوردن ( چنانکه سگان کنند ): دید چشمانش نیمه باز است و قوز کرده وله له میزند... ۲- بسیار تشنه بودن.
از تشنگی زبان را پی در پی و سریع از دهان بر آوردن چنان که سگان. نفس پیاپی کشیدن با بیرون کردن زبان پیاپی.
بر اثر تشنگی مفرط زبان را پیاپی و به سرعت از دهان بیرون آوردن.
بسیار تشنه بودن.
زبان بیرون آوردن سگ و نفس زدن وی با صدا و سرعت براثر تشنگی یا گرما.
ملتهب بودن از شدت گرما.