فرهنگستان زبان و ادب
{brought up, come to, got her anchor} [حمل ونقل دریایی] وضعیتی که در آن لنگر در بستر دریا مستقر می شود و شناور را از حرکت بازمی دارد
{brought up, come to, got her anchor} [حمل ونقل دریایی] وضعیتی که در آن لنگر در بستر دریا مستقر می شود و شناور را از حرکت بازمی دارد
وضعیتی که در آن لنگر در بستر دریا مستقر میشود و شناور را از حرکت بازمیدارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب چو کشتی بود و موجش لنگر و ملاح ماه گفتی آن کشتی سکون از جنبش لنگرگرفت