لمش

لغت نامه دهخدا

لمش. [ ل َ ] ( ع مص ) کار بیفایده کردن. || بازیدن. ( منتهی الارب ). عبث. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کار بیفایده کردن. یا بازیدن

جمله سازی با لمش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 المشیرفه یک منطقهٔ مسکونی در اردن است که در استان عمان واقع شده‌است.

💡 المشرفة (به عربی: المشرفة ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در حمص واقع شده‌است.

💡 نور چشم عالمش خوانم علی مرتضی محرم راز رسول و ابن عم مصطفی

💡 به نزد بخشش و بذلش محقر ابر و بحار به نزد حشمت و حلمش مستر آتش و آب

💡 نشان طبعش و حلمش یکی‌ ز من بشنو گر از گران و سبک بایدت دلیل و نشان

💡 اگر دو عالمش از لطف در کنار نهی عجب نباشد. بی مستحق هر دو نیست

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز