لذاع

لغت نامه دهخدا

لذاع. [ ل َذْ دا ] ( ع ص ) مذّاع لذّاع؛ مرد بسیار خلاف کننده وعده را. ( منتهی الارب ). || سوزاننده. ( غیاث ) ( آنندراج ). || المی سوزاننده است و بتازی لذّاع گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به لاذع و رجوع به وجع شود. || گزنده. سخت گزنده. سخت سوزنده. || بسیار گزنده. زبان گز چون خردل و سرکه وغیره. سخت زبان گزنده.

فرهنگ معین

(لَ ذّ ) [ ع. ] (ص. )۱ - سوزاننده. ۲ - گزنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- خلاف کننده و عده را. ۲- سوزاننده. ۳- دردی سوزاننده ۴- گزنده سخت گزنده. ۵- زبان گز مانند خردل و سرکه.

ویکی واژه

سوزاننده.
گزنده.

جمله سازی با لذاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مُحَکِّکْ: هر چه به سبب قوه نافذه حارّه تحریک اجزاء لذاعه به مسامات کند. مثل: انجره.